تبليغات X


بشقاب پرنده ها :: ufo:: موجودات فضایی

یوفوها

انسانی از پیشرفتهای علمی و فنی خود کاملا به وجد آمده بود؛ به یکباره گزارشهای فراوانی از مشاهده اجرام پرنده ناشناس در گوشه و کنار آمریکا و اروپا منتشر شد . در ابتدا گمان می شد این اجرام نوعی ابزار پروازی جدید و ساخت شوروی سابق است که اینک در آغاز جنگ سرد قرار است نقش جاسوسهای هوایی بلوک شرق را بر عهده گیرد اما انتشار گزارش رویت این سفاین بیگانه! بر فراز کاخ کرملین در مسکو و سپس نقاط دیگر شوروی و انتشار این نکته که روسها هم مدتی است با این میهمانان ناخوانده درگیر هستند توجه دانشمندان را به سوی پاسخ متفاوتی رهنمون ساخت.
سازمانهای هوایی و فضایی دو قدرت شرق و غرب هریک کمیسیونهای ویژه ای را برای بررسی این موارد ترتیب دادند هدف اصلی این کمیسیونها پاسخ به دو سوال اصل بود نخست آنکه اجرامی که رصد آنها توسط گروهی از افراد از طیفهای مختلف از کشاورز گرفته تا خلبانها و حتی برخی از فضانوران گزارش می شد آیا واقعا وجود دارند و اگر اینطور است منشا آنها چیست ؟ و دوم اینکه آیااین اجرام خطری برای امنیت ملی کشورها و در مرحله بعد زمین به بار خواهند آورد؟ یکی از این کمیسیونها در سال 1953 تاسیس شد و به بررسی دقیق تمام گزارشهای منتشر شده تا آن موقع پرداخت و در سال 1954 گزارش این کمیسیون منتشر شد در این گزارش سعی شده بود با دلایل علمی وجود یوفوها به چالش کشیده شود. اگرچه انتظار می رفت با انتشار این گزارش داستان بشقابهای پرنده پایان پذیرد اما سیل مشاهدات ادامه داشت و در نهایت در سال 1956 سازمان نیکاپ (NICAP) یا کمیته ملی تحقیقات پدیده های فضایی مسولیت تحقیق را بر عهده گرفت این کمیسیون با عضویت چندین مقام هوانوردی و اعضا سابق CIA تلاش داشت تا به توضیحی دقیق دست یابد.


در همان زمان پروژه معروف به کتاب آبی که هدفش بررسی دقیق گزارشهای مربوط به این موارد بود آغاز شد و البته هیچگاه گزارش نهایی آن فرصت انتشار نیافت چراکه در 27 اوت 1966 به دلیل اختلالی که در سیستم مخابرات پایگاه استرتژیک موشکهای قاره پیما در داکوتای شمالی و همزمان با رویت شیء پرنده ناشناسی رخ داد ، جانسون رییس جمهور وقت آمریکا را وادار کرد تا دستور تشکیل یک کمیسیون دیگر به سرپرستی ادوارد کندون را صادرکند.. وی و همکارانش به بررسی بیش از 100 مورد از معتبرترین گزارشها پرداختند. اعضا این کمیسیون 60 نفره که اعضا ان را تیمی از اخترشناسان ، مهندسان ، خلبانان و حتی روانشناسان تشیکل می دادند؛ سرانجام نتیجه این تحقیق را که به گزارش کندون مشهور شد در 1000 صفحه و با تایید آکادمی ملی علوم امریکا ، منتشر کردند.
در این گزارش مفصل اعلام شده بود تمامی موارد بررسی شده در این گزارش دارای توضیحات علمی و قابل قبول بوده و ارتباطی با موجودات هوشمند فرازمینی یا فعالیتهای جاسوسی دیگر کشورها ندارند. در روسیه نیز داستان با عاقبتی مشابه مواجه شد. یک گروه 18 نفره به نام کمیسیون دایمی امور فضایی مسولیت بررسی این گزارشها را بر عهده داشت و پس از آن نیز کمیسیون علمی شوروی به بررسی دقیق آنها پرداخت و سرانجام اعلام شد که بررسی تمام گزارشات رسیده نشان از آن دارد تمام اینموارد دارای منشا طبیعی بوده اند و هیچ موردی به صورت مشکوک باقی نمانده است.

 

این گزارش ها اگرچه با ذایقه علاقمندان ارتباط با موجودات فضایی سازگاری نداشت اما انجام آنها نشان از اهمیت یافتن این موضوع در بین اذهان علمی جامعه داشت اینک طبقه بندیهای گوناگونی برای این اشیا ناشناس انجام شده بود. گزارشهای معتبر در سه دسته با عنوان برخورد نزدیک از نوع اول تا سوم دسته بندی می شد. در برخورد نوع اول افراد تنها این اشیا را می دیدند ، در نوع دوم علاوه بر دیدار با آنها صدای این اشیا نیز به گوش می رسید و در برخورد نزدیک از نوع سوم علاوه بر دیدن سفاین بیگانه وشنیدن صدای آنها ملاقاتهایی نیز بین سرنشینان آن با زمینیان گزارش می شد.
اگرچه با گذشت زمان از تعداد این گزارش ها کاسته شد اما این به معنی متوقف شدن آنها نبود. هنوز بیش از یکسال از ادعای پزشکان فرقه" رائلی" مبنی بر موفقیت در شبیه سازی انسان نمی گذرد . اعضا این فرقه که خبر این فعالیت آنها چندی پیش تیتر اول تمام خبرگزاریهای جهان بود خود را مرید مردی به نام "رائل" می دانند وی معتقد است در یکی از کوهنوردیهای هفتگی خود در آمریکا با موجودات فضایی ملاقات کرده و آنها به او اعلام داشته اند که به زودی برای ملاقات دوباره به زمین بازخواهند گشت و ضمن آموزش روش کلونینگ انسان به او از او خواسته اند زمینه را برای بازگشت آنها آماده کند!

... در دوره جدید که موج رویت بشقابهای پرنده به اوج رسید نام ایران نیز در بین کشورهایی قرا رگرفت که نه تنها تعداد قابل توجهی گزارش از آن مخابره می شد بلکه تعدادی از گزارشهای مهم از نظر طرفداران وجود بشقابهای پرنده در ایران رخ داده بود . در این بین یکی از گزارشها اهمیت بیشتری داشت. شی ناشناس پرنده که در بامداد روز 19 سپتامبر سال 1976 در تهران دیده شد. بر اساس گزارشی از این ماجرا که در 31 اگوست 1977 منتشر شد ساعت 12:30 نیمه شب 19 سپتامبر تلفنهایی از منطقه شمیرانات به نیروی هوایی ارتش ایران زده می شود و طی آن گزارش رویت یک شی پرنده ناشناس در افق شمالی گزار ش می شود. دقایقی بعد برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران حضور این جرم را در رادار خود تایید می کند و بلافاصله یک فروند هواپیمای شکاری به تعقیب آن بر می خیزد با نزدیک شدن هواپیما به این جرم سیستم رادیویی هواپیما از کار می افتد و جنگنده دوم به هوا بر میخیزد اما او نیز نمی تواند علی رغم مانورهای پیچیده پروازی به او نزدیک شود در پایان تعداد این اشیا از یک مورد به سه مورد افزایش یافته و سپس ناپدید می شوند.
اما بهار بشقابهای پرنده در ایران سالها بعد ازا ین تاریخ فرا رسید. شاید انتشار گزارشهایی پراکنده در این زمینه ادامه داشت اما داستان در پاییز 1369 به اوج رسید زمانی که دکتر داریوش ادیب که پیش از آن بیشتر به واسطه تدوین مجموعه چهار جلدی جواهر شناسی شناخته می شد کتابی با نام اسرار بشقابهای پرنده را ترجمه و منتشر کرد . این کتاب ترجمه داستانی به نام «COMMUNION - A true story »بود که در واقع خاطرات نویسنده آن ویتلی استریبر از دزدیده شدنش توسط موجودات فضایی ( یک برخورد نزدیک نوع سوم و البته بسیار هیجان انگیز!!) به حساب می آمد اما پیشگفتار کوتاه داریوش ادیب بر این کتاب بیش از متن اصلی و طولانی آن مهم به نظر می آمد چراکه در آن ضمن یادآوری خاطره ای از ملاقات با پسری که مدعی دیدار با بشقابهای پرنده در پارک جنگلی عباس آباد تهران بود تصاویری را که وی از بشقابهای پرنده در تهران گرفته بود منتشر می ساخت .
تصاویری که گفته شد در ماهنامه بشقابهای پرنده ( که در آمریکا منتشر می شود ) نیز منتشر شده است. در همان سالها داریوش ادیب سلسله مقالاتی در روزنامه اطلاعات به عنوان یکی از روزنامه های پرمخاطب ایران منتشر کرد و در آن با ارایه شواهد زیاد سعی دراثبات حیات هوشمند فرازمینی و بشقابهای پرنده نمود. یکی از این موارد صورت فرعون مریخی بود که بعدها توسط تصاویرفضاپیمای مدارگرد مریخ موسوم به MGS ماهیت اصلی آن مشخص شد. در تصاویر دقیق این تپه یک کیلومتری طبیعی هیچ نشانی از صورت انان نیست و فقط بر اثر بازی نور و وضوح کم تصاویر اول به این صورت دیده شده است.

مدتی بعد از موج اولیه ماهنامه نجوم به پاسخگویی به برخی از این شایعات پرداخت که نتیجه ان مجموعه مقالاتی بود که همراه با یک راهنمای عملی عکاسی از بشقابهای پرنده این موضوع را نه تنها رد، بلکه مطبوعات کشور را به دلیل انتشار چنین گزارشهایی مورد انتقاد قرار می داد. در این مقاله ها نشان داده شده که چگونه مردم پدیده های نجومی و جوی را با اشیای ناشناس پرنده اشتباه می گیرند .همین طور توضیح داده شده که چگونه حتی به کمک یک چراغ مطالعه می توان تصویری از یک بشقاب پرنده ساخت.
داستان بشقابهای پرنده در ایران برای چندین سال دوران آرامی را سپری کرد تا اینکه از اوایل دو سال گذشته و با مشاهده اشیا نورانی در برخی شهرها بار دیگر داستان از نو آغاز شد. اولین گزارشها از مرزن آباد و سپس بابل و مشکین شهر آغاز شد جایی که گویها نورانی می توانست علاوه بر اینکه موجب وحشت اهالی شود حتی خسارات زیادی به جای گذارد این پدیده که همزمان در برخی از کشورهای جهان هم رویت شد به سرعت مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه به زودی مشخص شد آذرگویهای گلوله ای که یک پدیده نادر ولی شناخته شده است البته در مورد بابل گونه ای از تخلیه انرژی ژئو فیزیکی علت اصلی حادثه اعلام شد اما مشکین شهر نه تنها پایان داستان آذرخشهای گلوله ای را رقم زد آغاز فصل جدید بشقابهای پرنده نیز از همانجا آغاز شد.
25 و 26 فروردین ماه 1383 خبرگزاریها خبر مشاهده شی ناشناس نورانی را در آسمان مشکین شهر و اردبیل دادند بلافاصله صدا و سیما تصاویری که توسط یک دوربین آماتوری از این اجرام تهیه شده بود منتشر ساخت و بدین ترتیب موج جدید آغاز شد خبرگزاری ایرنا در کمتر از 72 ساعت بیش از 6 خبر از رویت این اجرام در آسمان شهرهای مختلف ایران از مشکین شهر و اردبیل گرفته تا گنبد کاووس و تبریز و اراک و اشنویه و سنندج و ... منتشر کرد.
...گزارش اول از دوشی پرنده ناشناس در آسمان سخن می گفت که تلالوئی با رنگهای مختلف داشتند و حرکتهایی نامشخص در آسمان انجام می دادند هنوز در باره این گزارش نمی توان اظهار نظر کرد چراکه هیچ داده مشخصی از آن وجود ندارد اما در بقیه موارد با شی درخشان در افق جنوب غرب یا شمال غرب مواجه شدیم که حتی از آن هم تصاویری تهیه و پخش شد. به غیر از گزارش اول که مانند رویت بسیاری از اجرام پرنده اطلاعات ناقص و نامشخصی دارد برای بقیه پاسخ قاطعی وجود دارد. چیزی که حتی باور آن نیز مشکل است که چطور چنین شمار زیادی از مردم و رسانه ها به آن بی توجه بوده اند.
گزارش ایرنا از دیده شدن این شی در تبریز را مرور کنید :« تعدادى از شاهدان عینی گفتند یک شی نورانی را چهارشنبه شب درآسمان تبریز مشاهده کرده اند. به گفته آنان ، این شی که طیف هایی از نورهاى قرمز، آبی و سبز از آن به سرعت ساطع می شده مقارن ساعت 30 / 20 چهارشنبه درجنوب آسمان تبریز در منطقه ولیعصر رویت شد... در طرفین این شی نورانی دو بازوى نورانی خط گونه وجود داشت. وى افزود این شی از سمت شرق به غرب با سرعتی بسیار کند و غیرمحسوس در حرکت بود.»

ایرنا : 26 فروردین 1383 برابر با 14 آوریل2004
یک شی نورانی بار دیگر سه شنبه شب در ارتفاع پائین در ضلع جنوبی شهر گنبدکاووس دیده شد. به گفته منابع مردمی ، این شی از ساعت 20 تا22 و30 دقیقه در آسمان ظاهر شده و رنگ هاى مختلف از خود انعکاس می داد. این شی نورانی ، کم کم در آسمان ناپدید شد. دوشنبه شب نیز یک شی نورانی در ارتفاع پایین در ضلع جنوبی شهر گنبدکاووس مشاهده شده بود. "ایرنا" گزارش داده بود که این شی به مدت 90 تا120 دقیقه در آسمان ظاهر شده و رنگ هاى مختلف از خود انعکاس می داد. از این شی نورانی ، دو نور جدا شده و کم کم در آسمان ناپدید شد»
آیا این توصیفها که د رگزارش مشاهدات شاهدان عینی نیز نقل شده است شما را یاد بانوی زیبای منظومه شمسی نمی اندازد؟ زهره این روزها ازتربیع گذشته و به حالت هلالی خود نزدیک می شود به همین دلیل تقارن نورش در زمین کاملا یکسان نیست و همین امر باعث تشدید پراش نوری در یک جهت می شود ، پدیده ای که شاهدان از ان به نام بازوهای اطرافش یاد کرده اند . حرکت غیر محسوس شرق به غرب چیزی جز مشخصه آشکار ستارگان و البته سیارات نیست و به یاد داشته باشید که در تمام گزارشها (منهای گزارش اول) این شی در افق غربی قرار دارد . علت تغییر رنگ زهره در هنگام غروب و در شهرها نیز پدیده جدیدی نیست آلودگی جوی و وجود ذرات معلق در جو زمین از یک سو و از سوی دیگر بازتاب گرمای جذب شده در طول روز از زمین در ساعات اولیه غروب باعث تشدید پراش نور این سیاره می شود .
البته این اولین باری نیست که زهره مردم را به اشتباه انداخته است. رونالد ریگان رییس جمهور اسبق ایالات متحده (زمانی که فرماندار یکی از ایالات آمریکا بوده است)یک شب که از پنجره اتاق کا رخود نگاهی به بیرون انداخت نور خیره کننده ای را دید که او را مستقیما زیر نظر گرفته بود بلافاصله جلسه شورای عالی امنیت ملی تشکیل شد و دستور بررسی پدیده صادر شد او فکر می کرد توسط هواپیماهای جاسوسی روسیه زیر نظر گرفته شده است غافل از اینکه به زهره می نگرد. در جریان جنگ جهانی دوم نیز بارها خلبانهای نیروی هوایی آمریکا در بازگشت از ژاپن به روی زهره آتش گشودند.

به هر حال عدم وجود نهادی معتبر که وظیفه پاسخگویی به چنین مسایلی را( که قطعا بعد از این نیز با آن روبرو خواهیم بود ) بر عهده داشته باشد کماکان احساس می شود. در حالی که این موضوع با یک تماس ساده به مراکزی مانند انجمن نجوم ایران یا ماهنامه نجوم قابل توجیه برای رسانه ها بود.
اما آیا حل شدن معمای اشیا پرنده بهار 83 ایران به معنی بسته شدن کامل این پرونده در ایران و جهان خواهد بود . قطعا خیر. تا زمانی که مسایل را از دریچه مربوط به ان بررسی نکنیم همواره احتمال رخ دادن موارد مشکوک اینگونه ای وجود دارد اگر ندانیم در اسطوره شناسی کهن نقش دایره در حال پرواز سمبلی باستانی است که گاهی خود را در شکل ماندالای هندی و بودایی نمایان می سازد و گاهی به شکل محوطه معابد کهن، نخواهیم توانست توجیه شی پرنده نقش برجسته های کهن را درست درک کنیم و اگر فراموش کنیم که در دید اساطیری تجلی امر مقدس با ظواهر وحشت همراه است ممکن خواهد بود توصیفی از تجلی یک امر مقدس را با مراحل فرود یک سفینه فضایی اشتباه بگیریم و اگر به خود اجازه دهیم بدون بررسی کامل همزمانیهای خاص را به یک پدیده مربوط کنیم ممکن خواهد بود اشتباههای سنگینی مرتکب شویم همانگونه که برخی از فضانوردان هنگام گذر از جو زمین اثر حرارتی سفینه را با اشیا پرنده ناشناس اشتباه گرفتند و خلبانهایی که بازتاب نور ابرها را با بشقابهای پرنده مهاجم.
نکته ای که باید به طور خلاصه بر آن تاکید کرد آن است که بحت ما مبتنی بر عدم وجود اشیایی موصوف به UFO که حامل مسافرانی از سیارات دور دستند به معنی تایید این نظر نیست که در کیهان حیات وجود ندارد. بحث آنجا است که ما معتقدیم باید تنها بر اساس شواهد و مدارک علمی به توضیح و تبیین پدیده ها دست زد و انجا که مدارک ما ناتوان از پاسخگویی به پرسشها می شود به جای سعی در ارایه توضیحات نامانوس بپذیریم که در ان مورد ناآگاهیم و فعلا نمی توان در باب آن نفیا و اثباتا سخنی بگوییم. بسیاری از ما بر مبنای محاسبات ریاضی و منطقی و با درک مقیاسی از عالم هستی بر این باوریم که در گوشه ای از این کیهان حیاتی حتی هوشمند وجود دارد. شاید به همین دلیل بیشترین تلاش ما در پیدا کردن این حیا ت و پاسخ به این سوال کهن انجام شده باشد طرح های عظیمی چون SETI به دنبال نشانه های احتمال حیاتند و پیش قراولان سفر به فراسوی منظومه شمسی با خود لوحی را حمل می کنند که محل آغاز سفر آنها را نشان می دهد اما این اعتقاد به وجود حیات دلیل آن نمی شود که زهره و یا هر پدیده آشنا یا نا آشنای دیگری را به جای سفینه ای فضایی به مردم معرفی کنیم موضوع بشقابهای پرنده بدون توجه به صحت و یا کذب بودن گزارشات ارایه شده و بدون توجه به ماهیت اصلی آنها، به عنوان پدیده ای روانی نیز قابل بررسی است کارل گوستاو یونگ در پژوهشی بنیادی در خصوص بشقابهای پرنده ( که ترجمه ان به قلم جلال ستاری و با نام اسطوره ای نو ، نشانه هایی در آسمان منتشر شده است) یاد اور میشود که ظهور و گسترش این پدیده به معنی بروز حادثه ای روانی در ضمیر ناخوداگاه انسان است که ممکن است نشان از گونه ای آشفتگی روانی اجتماعی داشته باشد .
بشقابهای پرنده به عنوان اسطوره ای نو شکل گرفته اند و تا زمانی که با سلاح خرد و تدبیر و استفاده از طیف وسیعی از دانشها به بررسی آنها نپردازیم مطمئن باشید هرروز در گوشه ای از آسمان نشانه ای ظهور خواهد کرد. شاید روزی سفیران تمدنی دور به دیدار ما بیاییند و اسطوره واقعیت پیدا کند اما تا ان زمان حق نداریم زهره و یا سایر پدیده های طبیعی را با آن جایگزین کنیم

 

+ ; ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()